تو همیشه میگفتی سال بعد باهم میریم من باورم نمیشد
نمیتونستم خودمو کنار تو تو صف زیارت حرم تصور کنم
راسش فک میکردم امام حسین اصن دوسم نداره
ولی دیشب فهمیدم خیلی دوسم داره
خیلی دوسمون داره
همیشه میترسیدم تو رو ازم بگیره جدامون کنه
دعا میکردم اینکارو باهامون نکنه
دیشب بهم نشون داد نمیکنه
یه لحظم از جلو چشم کنار نمیره کنارت بودن جایی ک هیچوخت نمیتونستم تصورش کنم
خداروشکر ک تو رو دارم❤️
برچسب:
نویسنده: محمد قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: محمد قاسمیپور
در من کوچه ایست که باتو در آن نگشته ام
سفری ست که باتوهنوز نرفته ام
روزها و شب هایی ست که با تو به سر نکرده ام
و عاشقانه, هاییست که باتو هنوز نگفته ام
در من حرفایی است که هنوز نفس می کشند
آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیده اند
در من و در کعبه من ، سجده ای است برای قامت تو
در من پاره ای از تو می تپد
و این جان نیمه جانم ازو زنده است
در من و در رگهای من خونی از احساس سبز تو چاری است
و شکوفه میزند همچون گلی سرخ
در من
در من تو و حس تو
هست هنوز و هنوز
برچسب:
نویسنده: محمد قاسمیپور